این هم گزارشی در سایت مهر:
میثم عبدی:
میثم عبدی در گفتگو با خبرنگار مهر در کرمان اظهار داشت: از زمانی که تئاتر در ایران موضوعی شد این هنر رو به قهقرا رفت و برگزاری جشنواره های موضوعی، تئاتر را نابود می کند.
وی به راه اندازی گروه نمایش کمدی وشند در سال 76 اشاره کرد و افزود: یکی از دغدغه های اصلی این گروه، جستجوی راه های عملی برای ارتباط با مخاطب، بدون کم شدن از ارزشهای فرمی و محتوایی اثر است.
کارگردان گروه نمایش وشند عنوان کرد: اعضای این گروه، کمدی را یکی از راه های ارتباط بهتر با مخاطب می دانند و با وجود تمام دشواری هایی که این شیوه اجرایی دارد و تمام خطرهایی که روی لبه تیغ نمایش کمدی را تهدید می کند، به این سمت حرکت کردند.
به اعتقاد وی نمایش باید بتواند با مخاطب خود در هر سطحی، ارتباط برقرار کند، حتی اگر پیچیده ترین مفاهیم و تجربی ترین شکل ها را در خود جای داده باشد.
عبدی از شرکت در جشنواره ها به عنوان تنها عرصه ارائه نمایش در ایران نام برد و اضافه کرد: گروه نمایش وشند تاکنون نمایش های کمدی "اکتشافات، ارتفاعات، افتضاحات، ارتباطات، انتصابات و ما داریم زندگی می کنیم" را در شهرستانهای مختلف اجرا کرده است.
چند سالي است كه گروه هنري وشند بر اساس متدهاي گارگاهي به توليد نمايش مي پردازد .
از جمله تجربه هاي قبلي گروه در زمينه كمدي مي توان به كارهاي زير اشاره كرد:
-بعد از مگريت:نوشته تام استاپارت .گارگردان :ميثم عبدي . که تنها به اجرای عموم رسید.
-كمدي افتضاحات: نوشته اميد طاهري . گارگردان :ميثم عيدي . اين نمايش در جشنواره استاني پزيرفته شد و به جشنواره منطقه اي را يافت .همچنين در اولين فستيوال هنر دانشگاه هنر تهران اجرا شد .
-كمدي ارتباطات: نوشه اميد طاهري . گارگردان ميثم عبدي . از جشنواره استاني به جشنواره منطقه اي راه يافت و از آنجا در جشنواره بيست و يكم تئاتر فجر پزيرفته شد . در جشنواره فجر لوح تقدير گارگرداني و جايزه سوم طراحي صحنه را گرفت . يك سال بعد از جشنواره در تئاتر شهر تهران به مدت يك ماه اجراي عمومي شد . همچنين در جشنواره بين المللي طنز اصفهان شركت كرد و در بخش ويژه جشنواره تئاتر دانشگاهي فجر هم اجرا شد .
-كمدي اكتشافات: نوشته اميد طاهري . گارگردان : ميثم عبدي . اين نمايش در جشنواره بين المللي تئاتر دانشگاهي ايران پزيرفته شد و جايزه سوم نويسندگي و تقدير گارگرداني دريافت كرد . همچنين به مدت بيست شب در تالار مولوي تهران اجراي عمومي شد .
-كمدي ارتفاعات: نوشته اميد طاهري . گارگردان : ميثم عبدي . در جشنواره تئاتر منطقهاي پزيرفته شد و جوايز زير را دريافت كرد :
دو جايزه مشترك بازيگري . لوح تقدير طراحي صحنه . جايزه اول گارگرداني و جايزه اول نويسندگي . همچنين به عنوان نمايش برگزيده جهت شركت در بيست وچهارمين جشنواره تئاتر فجر انتخاب شد
-کمدی انتصابات: نوشته امید طاهری . کارگردان: میثم عبدی. که متاسفانه به دلیل رویکرد های جدید در سطح کلان فرهنگی هنری تا امروز ناکام مانده است.
اما موفقیت های دیگر گروه:
-آندورا: نوشته ماکس فریش. کارگردان: میثم عبدی. اجرا شده در هشتمین جشنواره تئاتر دانشگاهی
-ما داریم زندگی می کنیم: نوشته شمس اله اکبری. کارگردان: میثم عبدی. نمایش برگزیده در جشنواره های استانی. منطقه ای و شرکت کننده در بیست و هفتمین جشنواره تئاتر فجر.
اطلاعات وعکسهای هر نمایش دربخش موضوعات وبلاگ موجود است
اردیبهشت ۱۳۸۴
نمايش كمدي اكتشافات در هشتمين جشنواره تئاتر دانشگاهي براي اجراي عموم برگزيده شد.
پوستراجرای عمومی کمدی اکتشافات در تالار مولوي با این توضیح که نام این گروه پیش از این "آفرینش" بود.


نمايش آندورا كم سرو صدا ترين نمايش اين گروه كه همزمان با كمدي اكتشافات تمرين مي شد و به همين دليل هيچكدوم از بچه هاي گروه توي اين نمايش بازي نكردند.
آندورا فقط در هشتمين جشنواره دانشگاهي تئاتر اجرا شد اونم مشروط به رعايت و نگفتن بعضي چيزا.
چرا؟
مي تونيد آندورا رو بخونيد نوشته ماكس فريش ترجمه حميد سمندريان نشر قطره.
چند عکس از اجرا (اردیبهشت ۱۳۸۴)










"ما داریم زندگی می کنیم"
از جشنواره منطقه ای "تبریز" به جشنواره تئاتر فجر رسید.
با کسب این عناوین:
رتبه دوم کارگردانی
رتبه دوم بازیگری
رتبه سوم نویسندگی
این خبر در سایتهای دیگردر ادامه مطلب
ادامه مطلب
ما داریم زندگی می کنیم
این عنوان نمایش جدید ماست البته با همکاری گروه "میم".
شاید خیلی ها انتظار داشتن یه کمدی دیگه کار کنیم، ولی خوب دیگه نشد، همه ما "وشندی ها" یه جورایی درگیر بودیم. من درگیر بیخودی توی رادیو، منوچهر در گیر ساخت سریال، امید و منصور و ناصر هم یه جورای دیگه، به هر حال امسال نشد که بشه، دعا کنید غم نان ما کمتر بشه.
البته ناگفته نمونه که اگه خدا بخواد "امید" داره متن نمایش(کمدی ...ات) بعدی گروه رو می نویسه هر چند طرح "دماغ" هم همچنان تو آب نمک خوابیده، اینا رو گفتم که بگم کمدی های ما هنوز زنده ان، یعنی دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره.
اما خوب همین نمایش "ما داریم زندگی میکنیم" هم با کمک و مشورت همه وشندی ها شکل گرفت و تا جشنواره منطقه ای رفت، تاببینیم در آینده چه اتفاقی می افته. اینم مشخصات وعکسهای نمایش:
یک نمایش مشترک از گروه وشند ومیم
ماداریم زندگی می کنیم
(با نگاهی به "خانه برناردا آلبا" اثر "لورکا")
نویسنده : شمس اله اکبری
کارگردان : میثم عبدی ـ مهدی سدهی
دراماتورژ : نفیسه نصیران (که خیلی کمکمون کرد)
بازیگران : (به ترتیب حروف الفبا)
الهه اسکندری
مهناز حسینی
نسیم سرلک
نگار سرلک
فرشته طاهری
مژده محمدی
طراح صحنه : میثم عبدی
طراح لباس : متین محمدی
مشاور تجسمی : محسن غلامی
دستیار کارگردان و سرپرست گروه موسیقی : رضا عباسی
گیتار الکترونیک : رامین پارسا راد
دوستانی که به ما کمک کردند: مهدی افشار قهرمانی – مهدی محمدی – سعید آهنگران - حسین کرمی - جواد طاهری – حمید عرب - نیلوفر شریفی - مصطفی کلهرودی - امیر شفیعی - محمد صادقی - سعیده اسکندری ـ اشرف فرقدان - گروه عشاق، تن ها و تما بچه های تئاتر خمین.
اما جوایز بیستمین جشنواره تئاتر استان مرکزی:
رتبه سوم نویسندگی
رتبه دوم کارگردانی
تقدیر بازیگری (مژده محمدی – مهناز حسینی)
رتبه سوم بازیگری (نسیم سرلک – فرشته طاهری)
رتبه اول طراحی صحنه
رتبه اول موسیقی
و
نمایش برگزیده جشنواره
چند عکس از نمایش:






محسن غلامی : طراح صحنه گروه

به زودی عکس بقیه بچه ها رو هم می بینید.
|
| |||
|
تاريخ: 1387/06/30 زمان: 16:36 سلام بچه ها ،سلام كوچولو كانديداي دريافت جايزه بين المللي شد خبرگزاري موج - گروه اقتصاد فرهنگ به گزارش موج به نقل از روابط عمومي راديو تهران، اين برنامه كه با سردبيري اكرم محمدي وتهيه كنندگي غلامرضا بحيراي به مناسبت روز جهاني "رسانه در دست كودك "در 16 آذر ماه سال 86 به طور زنده پخش شد پس از ارسال به جشنواره "جهاني كه ما مي خوا هيم ،جهاني شايسته كودكان" در ميان پنج برنامه منتخب قرار گرفت كه اين پنج برنامه از شبكه راديويي تهران ،راديوي ملي آنگولا، راديوي مك اي ام، سازمان راديويي پكن، سازمان صدا و سيما غنا و (دسترسي برابر) نپال مي باشد نشاني اين صفحه در خبر گذاري موج | |||
سایت رادیو تهران
http://radio.irib.ir/tehran/NewsDet.aspx?NID=624
این خبر درسایت یونیسف
http://www.unicef.org/media/media_45638.html
رادیو تهران برنده جایزه منطقه ای روز جهانی رسانه در دست کودکان سال 2008 و کاندید دریافت جایزه بین المللی شد
تهران، 27 شهریور 1387، رادیو تهران برای تولید برنامه "سلام بچه ها، سلام کوچولو" برنده جایزه منطقه ای و کاندید جایزه بین- المللی روز جهانی "رسانه در دست کودکان" سال 2008 شد. مراسم اهدا جوایز در 28 آبان 1387در نیویورک برگزار خواهد شد تا برنده بین المللی این مسابقه نیز اعلام شود.
آقای کریستین سالازار فولکمن، نماینده یونیسف در ایران با تبریک این موفقیت به صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران گفت: دفتر یونیسف ایران از سال گذشته مشوق صدا و سیمای جمهوری اسلامی برای شرکت در مسابقه روز جهانی رسانه در دست کودکان بوده است و من بسیار خوشحالم که با اولین حضور خود در این مسابقه چنین موفقیتی را کسب کردند که این خود گواه کیفیت برنامه های رادیو تهران می باشد. برای دست اندکاران رادیو تهران در رقابت برای دریافت جایزه جهانی آرزوی موفقیت می کنم و امیدوارم که در آینده شاهد تولید برنامه های بیشتری با حضور کودکان و نوجوانان باشیم.
برنامه "سلام بچه ها، سلام کوچولو" رادیو تهران ، برنامه ای است که توسط کودکان ساخته شده است که در آن کودکان حرفها، آرزوها و خواسته های خود را بیان می کنند. در این برنامه کودکان مدیریت را به عهده می گیرند، نمایش بازی می کنند، گزارشگری می کنند، به تلفن پاسخ می دهند و با اشتیاق فراوان فضای یک برنامه رادیویی را از نزدیک تجربه می کنند.
داوری این مسابقه در ماه های جولای تا اوت صورت گرفته است و در مجموع پنج برنده منطقه ای از بین برنامه های رادیویی انتخاب شده اند که شامل رادیو تهران از جمهوری اسلامی ایران ، رادیوی ملی آنگولا، رادیو مک ای ام، سازمان رادیویی پکن ، سازمان صدا و سیمای غنا و "دسترسی برابر" نپال می باشند. از برندگان دعوت شده است که در مراسم اهدا جوایز در اواسط نوامبر امسال در نیویورک حضور بهم رسانند. مارکوس ساموئلسن، سفیر صلح و حسن نیت یونیسف، میزبان پذیرایی شام این مراسم خواهد بود.
هر سال روز جهانی "رسانه در دست کودکان" برای پخش برنامه های کودکان و نوجوانان و تشویق آنان برای حضور در برنامه های رادیویی و تلویزیونی برگزار می شود. شعار این روز "جهانی که ما می خواهیم" بود و از نوجوانان می خواهد تا در دنیای اطراف خود جستجو کرده تا شادیها، مشکلات و راه حل های موجود را کشف کنند. جوایز توسط یونیسف به تهیه کنندگانی اهدا می گردد که در برنامه های رادیویی و تلویزیونی خود تعهد قابل توجهی را نسبت به روز جهانی رسانه در دست کودکان نشان دهند.

آقا منصور در نقشی که همیشه برایش ماند "کریستف کلمب" در نمایش "کمدی اکتشافات"

حمید و ناصردر نقش "ملوان پطروس" و "آشپز خوزه" که برای مروارید دعوا میکنند "کمدی اکتشافات"

حرکات ژانگولری "حمید" در "کمدی اکتشافات"

البته خیلی ها جاشون خالیه

این عنوان نمایش جدید گروه وشند بود که با چند اجرای محدود در شهرستان (خمین) در نطفه خفه شد.
(که البته هیچ ربطی هم به قضیه انتصاب نداشت ولی نمی دانیم چرا دوستان هی همه چیز را به همه چیز ربط میدهند)
خلاصه کمدی انتصابات براساس داستان جاودان رابین هود شکل گرفته بود که البته خیلی به مذاق دوستان خوش نیامد.به هر حال رابین هود هم آدم منحط بی شعوری بوده .
در مورد جشنواره هم باید بگیم شعار تئاتر برای همه اشتباه است. زین پس به جای این واژه نامانوس بگوییم تئاتر برای عمه.
تئاتر ما به کجا داره میره؟...(نکنه اصلاً نمیره داره میاد)
به بهترین پاسخ اجازه شرکت در یک جشنواره سفارشی اعطا میشود.
کیلو کیلو جشنواره
خروار خروار جایزه
فقط پسر خوبی باش.
امید در نقش "داروغه" در "کمدی انتصابات"

ناصر در نقش "مردم" در نمایش "کمدی انتصابات"

منوچهر در نقش "روح پرنس جان" در نمایش "کمدی انتصابات"

خبر گزاری مهر ۲۷/۳/۱۳۸۶
فوتبال جایی که داور ندارد
مشکلات یکی از محلات اراک را به تصویر می کشد
| اراک - خبرگزاری مهر : فیلم مستند "فوتبال جایی که داور ندارد" فیلمی مستند است که تلاش می کند در 15 دقیقه مفید مسئله اجتماعی یکی از محله های نابسامان اراک به نام "فوتبال" را در کنار فوتبال ملی کشور به تصویر بکشد. | |
|
به گزارش خبرنگار مهر در اراک ، اولین بار فیلم "فوتبال جایی که داور ندارد" در جلسه ای که همه مدیران استان و استاندار این استان حضور داشت پخش شد و مورد تجلیل مدیران استان و استاندار قرار گرفت. در شهر اراک محله ای به نام فوتبال وجود دارد این نام محله مربوط به رژیم سابق است و محل به دلیل همجواری با زمین فوتبال به این نام شهرت گرفته است. مناطق بالایی این محله اکنون دچار نابسامانی شهری و اجتماعی است . بخشی از این محله جز مناطق حاشیه نشین اراک است و از برخی مزایای شهری بی نصیب و مشکلات بسیاری در آن موج می زند . مهمترین مشکل این محله به روایت این فیلم خانه های محله است که دچارسستی بوده و از بن مشکل دارد. کارگردان در این فیلم با کنار هم گذاشتن برخی تصاویر و دیالوگ های مردم این منطقه و فوتبال و دست اندرکاران فوتبال ف مفاهیم جالبی به دست می آورد و از این طریق مشکل این منطقه بیش از تصاویر معمولی رخ می نماید. محمد رمضانی کارگردان این فیلم در گفتگو با خبرنگار مهر در اراک گفت : در این فیلم دو نوع فوتبال متفاوت در کنار هم، مسائل یکی از محله های اراک را مطرح می کند. وی این فیلم را حائز شش جایزه در جشنواره تولیدات صدا و سیمای مراکز استان های کشور معرفی کرد و افزود : در مراسم اختتامیه جشنواره تولیدات مراکز استان ها این فیلم به عنوان تنها فیلم به نمایش درآمد و رتبه برتر جشنواره را از آن خود کرد. مدیر کل صدا و سیمای استان مرکزی نیز در گفتگو با خبرنگار مهر در اراک ضمن استقبال از طرح هایی از این قبیل خاطر نشان کرد : ما از طرح هایی که در زمینه مسائل استان است استقبال می کنیم و برنامه ما این است نیروهایی که توانایی های خود را نشان داده یا نشان دهند حمایت بیشتر شود. | |
به ما بگویید که داستان نمایش بعدی
ما (کمدی ...ات) چی باشه؟
با حق کپی رایت
یعنی ایده به نام شما در گروه ثبت خواهد شد.
توجه به تئاتر شهرستان
گروه ادب و هنر، الناز ميثمي: بيست و پنجمين جشنواره بين المللي تئاتر فجر با همان رويكردهاي سابق به پايان كار خود نزديك است. جشنوارهاي براي بروز خلاقيتها و رد و بدل كردن اطلاعات و يادگيري هنرمندان از هم كه متاسفانه اين جشنواره بدين گونه نبود زيرا به غير از يك سري كلاسهاي آموزشي كه در نوع خود جالب توجه بود ديگر رويدادهاي جشنواره همان هميشگيها بود به خصوص جدول اجراها كه قبل از ديدن آن ميدانستيم كه چه گروههايي در جشنواره شركت ميكنند.جشنواره با همه خوبيهاوبديها گذشت و نگاه حسرت بار ما براي ديدن اجراهايي ناب و خاص به سال ديگر دوخته شده است. با اين كه گروه تئاتر روهر آلمان با كارگرداني روبرتو چولي دو كار براي جشنواره امسال در چنته داشت و يا گروهي كه از فرانسه آمده بود و لهستانيها وديگران اما باز هم سطح كيفي آثار بين المللي نسبت به چندين سال پيش با افت چشم گيري مواجهه بود افتي كه در كارهاي ديگر جشنواره نيز به شدت خود نمايي ميكرد پس چه بهتر كه از خواب زمستاني بيدار شويم وبا دقت جزييات را بررسي كنيم.يكي از اين بررسيها ميتواند نگاهي به كارهاي گروههاي شهرستاني باشد گروههايي فعال ومشتاق كه اولين ضربه را در حوزه كارهاي حرفه اي از انتخاب متنهايشان ميخورند زيرا به ندرت متنهاي خلاقانه را از آنها ميبينيم و آنها به دليل ندانستههايشان به غلط مسيري ديگر را براي خود انتخاب ميكنند مسيري كه به ناكجاآباد ميرسد. توجه به گروههاي شهرستاني يكي از نكات مهم است زيرا بعدها همينها به تهران ميآيند وآرام آرام نماينده تئاتر ايران ميشوند ويا در همان شهرستان خود ميمانند و به تربيت وپرورش نسل بعد آن شهرستان ميپردازند. پس بايد سطح سواد و اطلاعات آنها در كنار كار عملي به مرتبه اي رسيده باشد كه بتوانند خود آموزش دهنده باشند.يكي از اجراهاي نسبتا خوب جشنواره كه مخاطبان زيادي را به سمت خود جذب ساخت كمدي ارتفاعات بود كاري از شهرستان خمين به نويسندگي اميد طاهري و كارگرداني ميثم عبدي كه در تالار مولوي به روي صحنه رفت.اثري كه با هوشمندي تمام از عوامل اجراي نمايش كمدي براي پيش برد مسير روايي خود استفاده كرد وبا ارايه يك طرح نو در قالب يك نمايشنامه اثري را خلق كرد كه نسبت به ديگر كارهاي شهرستاني از كليت بهتري برخوردار بود ، اما با تمام هوشمندي نتوانست ساختار نمايشي خود را با دقت لازم چفت وبست دهد و در روابط علي ومعلولي ميان شخصيتها يك رابطه محكم را به ثبت برساند و به دليل عدم انسجام قصه ، نمايشنامه چند پاره شده كه اگر طنز در آن جاري نبود اين تكههاي از هم گسيخته به هم وصله وپينه نميشد. با تمامياين اوصاف اين اجرا يكي از آثار شهرستاني بود كه مخاطبان از آن با اشتياق استقبال كردند كه اين براي تئاتر شهرستان يك موفقيت است در كنار اين اجرا ديگر آثار شهرستاني مانند بيژن ومنيژه از مشهد و پلنگ خالهايش را پاك ميكند از دهدشت نيز با استقبال تماشاگران مواجهه شدند. اميد است كه در جشنواره سال آينده نگاه عادلانه در ميان گروههاي شهرستاني رعايت شود و با برنامه ريزيهاي درست و شناساندن ديدگاه حرفهاي تئاتر امروز دنيا در تهران وشهرستانها تحولات خوبي در عرصه تئاتر ايران صورت بگيرد و در شهرستانها با حمايت مالي از آنها و كمك به بروز استعدادهاي جوان آن شهرستان كاري كنيم كه بحث تقليد شهرستانيها از تهرانيها برداشته شود و آنها خود صاحب نگاه گردند به گونهاي كه رقباي جدي در حوزه تئاتر براي تهرانيها به حساب آيند.
استقبال تماشاگران در روزهاي پاياني هفته
طي روزهاي پاياني هفته نمايشهاي"ددالوس و ايكاروس"، "کمدی ارتفاعات "، "بيژن و منيژه" و"عذاب" شاهد استقبال گسترده تماشاگران بودند.
اين در حالي است كه تمامي تالارها با ازدحام تماشاگران روبهرو بود. به طوري كه اجراي نمايش ددالوس و ايكاروس به كارگرداني همايون غنيزاده به دليل استقبال تماشاگران با يك نوبت اضافه انجام شد. اين نمايش ساعت 30/21 نيز روي صحنه رفت.
نمايش "کمدی ارتفاعات " به كارگرداني ميثم عبدي نيز كه در تالار مولوي اجرا شد، شاهد استقبال گسترده تماشاگران بود به طوري كه چند رديف از تماشاگران روي زمين نشسته بودند.

یادداشتى بر نمايش «كمدى ارتفاعات» نوشته «اميد طاهرى» به كارگردانى «ميثم عبدى»
شنبه 30/10/1385 _ شماره2226
كلاغ ها و هر چه پردار؛ پر
على شمس
«كمدى ارتفاعات» مجموعه كمدى هاى گروه «وشند» را مربع كرد. تسلسل اين مذاق از كمدى افتضاحات كليد خورد كه مقتبس از كمدى اشتباهات شكسپير است. بعد از آن كمدى ارتباطات بود كه گراهام بل را دستمايه قرار داد و سر آخر كمدى اكتشافات، كه بر سر كريستف كلمب آگرانديسمان كرد. اين توليد آخر به تأسى از آثار سلف خود به حادثه اى مى پردازد كه در تاريخ حيات جمعى بشر نقش مهمى را تقبل كرده. يعنى اختراع هواپيما توسط برادران رايت. داستان در نگاه هجاگوى نمايش از اين قرار است كه برادران رايت مترصد ازدواج با خواهران سايت (دختران دهدار موروثى ديتون) هستند و هواپيما وسيله اى است براى بسته شدن عقد آنها در آسمان. در اينجا بنابر ذات و ظرفيت كمدى، تاريخ در شكل خنده آورى جعل مى شود. برادرى از راه مى رسد براى «ارويل و ويلبر» در حكم دست پخت، يا دسته گلى كاشته شده به دست مرحوم پدر، در ديارى دور. بستر براى خلق شادى و مصرف تفرج مناسب است. «توفو» را هم بر اين مواد مضاف كنيم كه تزوير و محتسب گونگى را تداعى كند. همان تلميح خلوت و آن كار ديگر. متن خود را به تقريب درگير بيرون داستان مى كند. راه خود را دانسته (؟) يا نمى دانم چه چيز ديگر به سمت كناره هاى اتفاق مى كشاند چرا؟ مثلا چون ذائقه مخاطب ايرانى هميشه حاشيه را بر متن ارجح دانسته. داستان بى آنكه نشيط باشد و كامروا كننده روايت مى شود. اما آنچه لفظ كمدى را بر اين نمايش بى اعتبار نمى كند. فوج متلك هاى «فارس» گون يا استعمال متفاوت از وجه و شخصيت هاى آشنا و يا در نورديدن زمان نمايش با يك پديده مرسوم اجتماعى. بالطبع محيطى را كه متن در اجرا معمارى مى كند، مربوط است به اوايل قرن بيست كمدى كلام و رفتار بى شمه هاى تعويق انگيز زمان نمايش را رها كرده و به نيشترهاى اجتماعى امروز مى پردازند. در بينابين اجرا عبارات، مصاديق و حوادثى را مرور مى كنيم به نگاه تلنگر كه همين چند ماهه سعادت وقوع يافته اند. خب پيشامد اينها در فضاى سطحى و آنى اجرا خنده برانگيز است. گاهى اشارات خوبى هم هست. چون برايمان در اين جامعه آشنايى دارند و شايد زمانى راجع شان انديشيده باشيم، قهقهه برانگيزند. پس از رهوار شدن موتور اجرا، بازيگران سرانگشتى هم به نشانه قلقلك كه تكان بدهند، سالن مى تركد.
«كمدى ارتفاعات» با تمام ينگه دنيايى بودن مسافتى را طى مى كند با تماشاگر كه معمولا تخت حوضى، منتها آكادميك. در همان رويكرد اصلى آثار طنزآور و كميك. با چلاندن مضامين كه از بيرون صاحبانش را جك جلوه مى دهد. چيزهايى از دست دورويى، خودستايى، طمع، ساده دلى و بداقبالى. «عبدى» اين چنين طعم شيرين خنده هاى واريسى ناشى از خواندن ترانه هاى خراباتى و اسلنگ و پاپ واساعى آشناى دور و بر را در آخر تلخ مى كند. در همان بازى «كلاغ پر». كمدى ارتفاعات جدا از هواپيما همه چيز را ازگوشه بام خود مى پراند. با انگشت سبابه راست كه در كنار همتايان خودش گرد دايره اى فرضى جمع شده تا برمد بالا. با موجز كلماتى چون، انسانيت پر، بشريت پر. اين كودكانه در روند موازى با نقشه هاى شهردار و توفو كه خواب درندشتى ديده و كيسه اى عجيب گشاد دوخته اند، جوش مى خورد. كمدى ارتفاعات يك پارودى نه عميق، اما دوست داشتنى از اطراف ماست. از همين خودش، شعار جشنواره اى كه در آن است بگير كه با هملت شوخى مى كند و دست در گردن پاى كاتارسپس را به ميان مى كشد تا تراژدى نشر تصاوير حريم شخصى.
نمايشى پرتلويح كه به قسم پرتاب جوهر بر ورق نويسنده يا بداهه سرايى بازيگران؛ تا جايى كه تير قدرت جهيدن از چله زبان را داشته راه گرفته. از همين است كه گاهى حس مى كنيم اين تكه ها نمى بايست بود. كاش كنترل مى شد. يا مى گوييم اين لحظه شكلى از سمبل كارى هاى يك اجراى بزمى را داشت. هست لحظاتى در اجرا كه به هزل مى زند. منظورم بددهنى و يا مفت نيست. جان كندن و متوسل شدن به چرند هم. حرفم اين جهت را بگيرد كه كمدى ارتفاعات گاهى ركابش شل مى شود تا رفتار كميكش ادا به نظر بيايد؛ شكلك شود. اين چاله ها چند بارى جاده را دستخوش مى كند كه متعاقبا تكانش هم محسوس است.
اين يكى از اشكالات كمدى هايى است كه در پى ارايه تضادها و نمايش كاريكاتورگونگى ها در ريخت كلام و ديالوگ اند. گرچه رسيدن به مقصود كه همان خنده است، در اين راه نزديك تر از هر جهت ديگرى است، اما بايد لق خوردن و شيتيل شدنش را هم به جان خريد.
خوشبختانه نمايش متبوع توانست خود را جمع كند و گليمش را بيرون بكشد و در اين غوطه خطرناك دامن اگر نگويم تر، لااقل آبكش نكند. ميزانسن هايى كه عبدى بر صحنه هايش سوار كرده بود. خطوطى مى نمود كاملا هندسى و كلاسه شده. كارگردان در پى ايجاد دمادم تصاوير (حتى در حد يك فيگور) مرتب چينش ما را به تسرى دستخوش فرمول هايى متغير قرار مى دهد. اجرا در شكل موقعيت هاى ايستايى، جابه جايى و طنز اجرايى، بوى كارگردانى شدن وجب به وجب را مى داد. اين پيدا بود از تبعيت هاى نيمچه و نابلدانه برخى بازيگران در مسيرهاى كه در طول تمرين به خط تعيين شده اند.
كارگردان بدن بازيگرانش را سند زده تا با تنظيم و تراوش هاى مكرر علاوه بر پيشبرد ديالوگه متن، جذابيتى هم در برابر چشم ها ادا كند تا نسبت به عدل رعايت شود. چون در اينجا گوش ها از چشم ها برترند. (در اسباب شادى) ما در نمايش هاى كمدى بيشتر بر آنچه مى شنويم خنده مان مى گيرد، تا بر آنچه مى بينيم. در حوزه بازى هم كه بياييد (دو خواهر سايت) را از فريضه بازيگر بودن معاف كنيم. مابقى هم به تناسب توان بازى كردند، هر چند نه پخته و مسلط. اما ما بر صحنه بازيگر ديديم شان. سر جمع اين همه گفتن اينكه كمدى ارتفاعات نمايش بود كه توانست در حدى معقول بخنداند و حرفش را بر كرسى بنشاند. درست است، مى توانست بسيار بهتر از اين باشد كه بود. اما منصف اگر باشيم حسن و نيكى اش نسبت به نقص و عارش بيشتر سايه داشت.
گروه هنري وشند كمدي ارتفاعات را در بيست و پنجمين جشنواره بين المللي تئاتر فجر ،اجرا ميكند. حضور شما دوست عزيز باعث افتخار اين گروه است . روز پنجم جشنواره جمعه ۲۲/۱۰/۸۵ ساعت ۱۵ تالار مولوی.به امید دیدار.

صحنه رقص "آلیشاگری" و "گراهام بل" با همسرانشان
منصور "گراهام بل" درفکراختراع تلفن با دستیارش "واتسون" ناصر (پشت به تصویر)

امید "آلیشاگری" شکست خورده

حمید و ناصر در نقش "زن گراهام بل" و "زن آلیشاگری"

با نزدیک شدن به بهمن ماه برگزاری جشنواره های مختلف هنری رونق می گیرند . گذشته از تمام آسیب هایی که جشنواره زدگی می تواند ایجاد کند مسلما نمی توان وجود برخی اتفاق های مثبت و آثار قابل توجه را در جشنواره ها منکر شد . اما این وقایع خوشایند معمولا با اتمام جشنواره ها تمام می شوند و تنها در گزارش ها سطری می شوند برای پر شدن بیلان کاری نهاد های مسئول .
هر ساله قبل از جشنواره تئاتر فجر چهار جشنواره منطقه ای در استانهای مختلف به صورت گردشی برگزار می شود که آثار منتخب استان های کشور را در بر می گیرند . اما خیلی کم اتفاق می افتد که تک اجرا های گروه های راه یافته به این جشنواره ها را مردم آن شهر ببینند و اغلب خود گروه های شرکت کننده و اهالی هنر آن شهر هستند که مخاطب می شوند .
بعد از اتمام جشنواره ها هم خيلي كم اتفاق مي افتد كه گروه هاي هنري به فكر اجراي عمومي آثار خود باشند و معمولا بلافاصله دنبال فراخوان جشنواره هاي ديگر مي گردند تا فرصت ديگري براي اجرا پيدا كنند .
اجراي عمومي نمايش هزينه بر است و در صورتي كه نتوان چاره اي براي تامين اعتبار مالي اجرا انديشيد بعيد است گروه هاي حرفه اي حاضر شوند وقت و انرژي خود را صرف كاري كنند كه بازده اقتصادي نداشته باشد .
متاسفانه با وضعيت نامناسب نبود مخاطب در شرايط فعلي نمي توان به فروش گيشه ها دل خوش كرد .
پس بايد چه كرد كه آثار موفق هنري ناكام از ارتباط با مخاطب ، به مرگ بي توجهي مبتلا نشوند ؟
يكي از راه حل ها بستن قراردادهاي اجرا توسط نهادهاي متولي ،يا حمايت شركت هاي معتبر از گروه هاي هنري است .(منظور گروه هايي كه اثرشان ارزش ديدن داشته باشد .) اما اين قراردادها علي رغم قول مسئولين هنوز شامل حال شهرستانها نشده اند و تنها گروه هاي تهراني مي توانند از مزاياي آن برخوردار شوند .
در ثاني اگر هم گاهي از سر لطف و خير خواهي و منت ! اتفاقي بيافتد ، مبلغ قرارداد آنقدر ناچيز است كه اگر آن را بر تعداد افراد و زمان تمرين اثر تقسيم كنيم رقم حاصله تنها به درد خنديدن مي خورد .
نهايتا برمي گرديم به اينكه بهترين راه حل براي نجات گروه هاي خلاق هنري و آثار با ارزش ، همان حمايتي است كه عموم افراد جامعه مي توتنند با حضور خود در سالنهاي اجرا عملي كنند .
چند سال پيش سميناري با حضور كارشناسان ITI برگزار شد با نام : در جست و جوی تماشاگر . حدود سه سال یا بیشتر از آن سمینار می گذرد و در تمام این سال ها همه بر این واقعیت صحه گذاشته اند که هنر در این مملکت به حضور مخاطب احتیاج دارد . اما هنوز هم کسی نیست که سوال کند : چرا در رسانه ملی این کشور هیچ برنامه مدون ، هدفمند و دقيقي براي تشويق مردم به حضور در مراكز فرهنگي هنري وجود ندارد .
اين در حالي است كه بهترين راه حل براي حاصل شدن چنين امري همين رسانه اي است كه شب و روز نام پفك نمكي ، لپ لپ و غيره را با چكش تكرار به مخ مردم فرو مي كند اما در آن خبري از يك تبليغ مناسب براي فرهنگ و هنر اين كشور معمولا وجود ندارد .
اميد طاهري .
از سال ۱۳۷۶ فعاليت هنري خود را در استان مركزي ، شهرستان خمين آغاز كرديم .به انتخاب اعضاء نام گروه را آفرينش گذاشتيم . در آن سالها همه ما دانش آموزان سال آخر دبيرستان يا در مقطع پيش دانشگاهي بوديم . اميد طاهري و منصور اسكندري هم كه بعد از دوره راهنمايي براي تحصيل در رشته هنر به هنرستان سوره تهران رفته بودند ، سال آخر را مي گذراندند . اولين نمايشي كه در گروه آفرينش كار كرديم (خوان هشتم) نام داشت كه اميد آن را نوشته بود و خودش هم كارگرداني مي كرد . قبل از آن در گروهي ديگر نمايش كردعلي را كه آن هم نوشته اميد بود كار كرده بوديم كه موفق شد به شانزدهمين جشنواره تئاتر فجر راه پيدا كند .در آن سن اين اتفاق باعث ايجاد انگيزه بيشتري براي ادامه كار شد .
رفته رفته گروه آفرينش اعضاء اصلي خود را پيدا كرد . محسن غلامي ، منصور اسكندري ، اميد طاهري ، ميثم عبدي ، منوچهر رمضاني ، متين محمدي ، مريم محمدي و مريم عبدي اولين افرادي بودند كه اين گروه را ايجاد كردند .
بعد از دوره متوسطه ميثم عبدي و متين محمدي در رشته نمايش دانشكده سينما تئاتر قبول شدند . محسن غلامي دانشجوي پرديس اصفهان شد . منوچهر رمضاني به توليد سيماي دانشكده صدا و سيما رفت .منصور اسكندري در تربيت معلم هنر تهران دانشجو شد . اميد طاهري در رشته نقاشي دانشگاه باهنر كرمان پذيرفته شد و مريم عبدي هم دانشجوي انيميشن دانشكده صدا و سيما شد . در اين دوره ناصر سرلك ، دانشجوي فرش كاشان هم به جمع ما پيوست و بعدها مریم محمدی هم دانشجوی کاردانی گرافیک کامپیوتری شد.
در دوره دانشجويي پيوند ازدواج باعث پيوند هاي مبارك ديگري در گروه شد .
میثم عبدی با متین محمدی ازدواج کرد و فرانك پرندي دانشجوي توليد سيما همسر منوچهر شد و الهام اسكندري (دختر عموي منصور ) دانشجوي سينما در سوره تهران همسر آقا منصور . اخيرا" هم ناصر سرلك با سميرا روشنی (فارغ التحصيل فرش كاشان )ازدواج كرد و سميرا خانم هم به آفرينش خوش آمد .
ازدواج به موقع اعضاءنه تنها خللي در حركت ما ايجاد نكرد بلكه باعث استحكام بيشتر پايه هاي دوستي و حرفه اي گروه شد .
در حال حاضر تمام اعضاء گروه فارغ التحصيل شده اند .
طي اين سالها دوستان عزيز ديگري هم به ما پيوستند كه برخي از آنها ماندند و وشندي شدند و برخي ديگر هنوز هم به صورت مقطعي با گروه همكاري مي كنند .
حميد رحمتي ،كه در كارهاي قبلي گروه بازي كرده ، روح الله رضايي فارغ التحصيل سينما و محمود رمضاني فارغ التحصيل تئاتر از دوستان خوب ما هستند .
اخيرا"گروه آفرينش با موافقت جمعي اعضاء تغيير نام داد و واژه (وشند )را براي شناسه خود برگزيد . در گويش فارسي قديم باران بهاري را (وشند) مي گفتند .
در حال حاضر بيشتر اعضاء گروه ساكن تهران هستند.
گروه هنري وشند علاوه بر شركت در جشنواره ها- كه تنها عرصه ارائه نمايش در ايران هستند – تمامي آثار خود را در شهرهاي مختلف ايران به دعوت ادارات و شركتهاي مختلف اجرا كرده وآرمان خود را رسيدن به يك تئاتر سيارميداند .
از سالها پيش تا كنون يكي از دغدغه هاي اصلي گروه ، جستجوي راه هاي عملي براي ارتباط با مخاطب ، بدون كم شدن از ارزش هاي فرمي و محتوايي اثر است .
ما معتقديم در يك رنسانس فكري وعملي تئاتر امروز بايد بازگشتي داشته باشد به ذات نمايشگري خود كه در آن جذابيت فرمي و و قدرت ارتباط به واسطه آن در ارجحيت قرار دارد . اين تفكر به هيچ وجه به معني گم شدن در اطوار لوده و معاني سبك نيست بلكه تنها دوري جستن از روشنفكر نمايي و فلسفه زدگي افراطي را مردود اعلام مي كند .
محتوا زدگي و درگيري بسياري از اهالي تئاتر با مسائلي كه شايد نتوانند قابليت تعميم به جامعه امروز ما را داشته باشند آفتي بود كه سالها تئاتر را به حاشيه راند و باعث قطع ارتباط مخاطب با اين هنر جمعي شد .
تئاتر يك هنر گروهي است و براي گروي از آدم ها تهيه مي شود . پس نمي تواند در سطح وسيع به اندازه هنرهاي فردي مثل نقاشي ، شخصي شود . هميشه يك سر بزرگ تئاتر به جامعه زنده خود وصل است و بايد در اتقال مفاهيم و انرژي ها به همان جامعه حاضر توانا باشد . اما متاسفانه اغلب ما قبل از اينكه نمايش را بشناسيم فيلسوف مي شويم و آنوقت ديگر كسي نمي تواند ما را از قعر برج آجي كه در تاريكي ذهنمان ساخته ايم بالا بكشد !
ما معتقديم نمايش بايد بتواند با مخاطب خود در هر سطحي ، ارتباط برقرار كند –حتي اگر پيچيده ترين مفاهيم و تجربي ترين شكل ها را در خود جاي داده باشد .
گروه هنري وشند ، كمدي را يكي از راه هاي ارتباط بهتر با مخاطب ديد و با وجود تمام دشواري هايي كه اين شيوه اجرايي دارد و تمام خطرهايي كه روي لبه تيغ نمايش كمدي را تهديد مي كند ، به اين سمت حركت كرد .
به اميد ديدار شما در اجراهاي بعدي گروه .
سلام
گروه هنري وشند ، كمدي را يكي از راه هاي ارتباط بهتر با مخاطب می بیند و با وجود تمام دشواري هايي كه اين شيوه اجرايي دارد و تمام خطرهايي كه روي لبه تيغ ، نمايش كمدي را تهديد مي كند ، به اين سمت حركت می کند.
ما معتقديم نمايش بايد بتواند با مخاطب خود در هر سطحي ، ارتباط برقرار كند –حتي اگر پيچيده ترين مفاهيم و تجربي ترين شكل ها را در خود جاي داده باشد .
از شما می خواهیم در این راه مارا تنها نگذارید.
منتظر شما در وبلاگ گروه هستیم.






