تبليغاتX
گروه هنری وشند vashand art group
آقا منصور در نقشی که همیشه برایش ماند "کریستف کلمب" در نمایش "کمدی اکتشافات"

 

"حمید" و"ناصر" در نقش "ملوان پطروس" و "آشپز خوزه" که برای مروارید دعوا میکنند(کمدی اکتشافا"ت)

 "امید" در نقش "داروغه" در نمایش "کمدی انتصابات"

 "ناصر" در نقش "مردم" در "کمدی انتصابات"

 حرکات ژانگولری "حمید" در "کمدی اکتشافات"

 واین منم کارگردانی تنها در انتهای فصل تئاتریی سرد

 

چه زود پیر میشویم.

+ نوشته شده در جمعه 18 مرداد1387ساعت 19:38 توسط گروه هنری وشند |


بعد از اجرای کمدی ارتفاعات جشنواره فجر

البته خیلی ها جاشون خالیه

 اجرای کمدی اکتشافات جشنواره دانشگاهی

 اینم تصویر منتشر نشده ای(!!!) ازمحسن عزیز طراح صحنه گروه 

 منوچهر در نقش روح پرنس جان در نمایش کمدی انتصابات(بر اساس داستان رابین هود) که به لطف دوستان مسئول و مسئولان دوست در نطفه خفه شد. بازم از این نمایش عکس داریم که روی وبلاگ می ذاریم به اضافه داستان نمایش.

 

به زودی عکس بقیه بچه ها رو هم می بینید.

راستی نمایش بعدی مون احتمالا ايرانيه البته فعلا به دلایل امنیتی طرح اصلی رو لو نمی دیم هر چند داستان "دماغ" اثر گوگول هم جزء کاندیداهاست.

به هر حال از همه مهمتر وقت دور هم جمع شدن و تمرین کردنه. به هر حال غم نان و نانو تکنولوژی و انرژی هسته ایه دیگه کاریشم نمیشه کرد.

 

 

+ نوشته شده در جمعه 18 مرداد1387ساعت 15:20 توسط گروه هنری وشند |


دَ

  ما

       غ

             در راه است

                            منتظر باشید.

+ نوشته شده در شنبه 15 تیر1387ساعت 1:40 توسط گروه هنری وشند |


این عنوان نمایش جدید گروه وشند بود که با چند اجرای محدود در شهرستان (خمین) در نطفه خفه شد.

(که البته هیچ ربطی هم به قضیه انتصاب نداشت ولی نمی دانیم چرا دوستان هی همه چیز را به همه چیز ربط میدهند)

خلاصه کمدی انتصابات براساس داستان جاودان رابین هود شکل گرفته بود که البته خیلی به مذاق دوستان خوش نیامد.به هر حال رابین هود هم آدم منحط بی شعوری بوده .

در مورد جشنواره هم باید بگیم شعار تئاتر برای همه اشتباه است. زین پس به جای این واژه نامانوس بگوییم تئاتر برای عمه.

تئاتر ما به کجا داره میره؟...(نکنه اصلاً نمیره داره میاد)

به بهترین پاسخ اجازه شرکت در یک جشنواره سفارشی اعطا میشود.

کیلو کیلو جشنواره

خروار خروار جایزه

فقط پسر خوبی باش.

+ نوشته شده در پنجشنبه 2 اسفند1386ساعت 10:8 توسط گروه هنری وشند |


خبر گزاری مهر ۲۷/۳/۱۳۸۶

 فوتبال جایی که داور ندارد

 مشکلات یکی از محلات اراک را به تصویر می کشد

اراک - خبرگزاری مهر : فیلم مستند "فوتبال جایی که داور ندارد" فیلمی مستند است که تلاش می کند در 15 دقیقه مفید مسئله اجتماعی یکی از محله های نابسامان اراک به نام "فوتبال" را در کنار فوتبال ملی کشور به تصویر بکشد.

به گزارش خبرنگار مهر در اراک ، اولین بار فیلم "فوتبال جایی که داور ندارد" در جلسه ای که همه مدیران استان و استاندار این استان حضور داشت پخش شد و مورد تجلیل مدیران استان و استاندار قرار گرفت.

در شهر اراک محله ای به نام فوتبال وجود دارد این نام محله مربوط به رژیم سابق است و محل به دلیل همجواری با زمین فوتبال به این نام شهرت گرفته است.

مناطق بالایی این محله اکنون دچار نابسامانی شهری و اجتماعی است . بخشی از این محله جز مناطق حاشیه نشین اراک است و از برخی مزایای شهری بی نصیب و مشکلات بسیاری در آن موج می زند .

مهمترین مشکل این محله به روایت این فیلم خانه های محله است که دچارسستی بوده و از بن مشکل دارد.

کارگردان در این فیلم با کنار هم گذاشتن برخی تصاویر و دیالوگ های مردم این منطقه و فوتبال و دست اندرکاران فوتبال ف مفاهیم جالبی به دست می آورد و از این طریق مشکل این منطقه بیش از تصاویر معمولی رخ می نماید.

محمد رمضانی کارگردان این فیلم در گفتگو با خبرنگار مهر در اراک گفت : در این فیلم دو نوع فوتبال متفاوت در کنار هم، مسائل یکی از محله های اراک را مطرح می کند.

وی این فیلم را حائز شش جایزه در جشنواره تولیدات صدا و سیمای مراکز استان های کشور معرفی کرد و افزود : در مراسم اختتامیه جشنواره تولیدات مراکز استان ها این فیلم به عنوان تنها فیلم به نمایش درآمد و رتبه برتر جشنواره را از آن خود کرد.

مدیر کل صدا و سیمای استان مرکزی نیز در گفتگو با خبرنگار مهر در اراک ضمن استقبال از طرح هایی از این قبیل خاطر نشان کرد : ما از طرح هایی که در زمینه مسائل استان است استقبال می کنیم و برنامه ما این است نیروهایی که توانایی های خود را نشان داده یا نشان دهند حمایت بیشتر شود.


+ نوشته شده در چهارشنبه 30 خرداد1386ساعت 17:20 توسط گروه هنری وشند |


به ما بگویید که داستان نمایش بعدی

 

ما (کمدی ...ات) چی باشه؟

با حق کپی رایت

یعنی ایده به نام شما در گروه ثبت خواهد شد.

+ نوشته شده در دوشنبه 17 اردیبهشت1386ساعت 18:41 توسط گروه هنری وشند |


توجه به تئاتر شهرستان

گروه ادب و هنر، الناز ميثمي: بيست و پنجمين جشنواره بين المللي تئاتر فجر با همان رويكردهاي سابق به پايان كار خود نزديك است. جشنواره‌اي براي بروز خلاقيت‌ها و رد و بدل كردن اطلاعات و يادگيري هنرمندان از هم كه متاسفانه اين جشنواره بدين گونه نبود زيرا به غير از يك سري كلاس‌هاي آموزشي كه در نوع خود جالب توجه بود ديگر رويدادهاي جشنواره همان هميشگي‌ها بود به خصوص جدول اجراها كه قبل از ديدن آن مي‌دانستيم كه چه گروه‌هايي در جشنواره شركت مي‌كنند.جشنواره با همه خوبي‌هاوبدي‌ها گذشت و نگاه حسرت بار ما براي ديدن اجراهايي ناب و خاص به سال ديگر دوخته شده است. با اين كه گروه تئاتر روهر آلمان با كارگرداني روبرتو چولي دو كار براي جشنواره امسال در چنته داشت و يا گروهي كه از فرانسه آمده بود و لهستاني‌ها وديگران اما باز هم سطح كيفي آثار بين المللي نسبت به چندين سال پيش با افت چشم گيري مواجهه بود افتي كه در كارهاي ديگر جشنواره نيز به شدت خود نمايي مي‌كرد پس چه بهتر كه از خواب زمستاني بيدار شويم وبا دقت جزييات را بررسي كنيم.‌يكي از اين بررسي‌ها مي‌تواند نگاهي به كارهاي گروه‌هاي شهرستاني باشد گروه‌هايي فعال ومشتاق كه اولين ضربه را در حوزه كارهاي حرفه اي از انتخاب متنهايشان مي‌خورند زيرا به ندرت متنهاي خلاقانه را از آن‌ها مي‌بينيم و آن‌ها به دليل ندانسته‌هايشان به غلط مسيري ديگر را براي خود انتخاب مي‌كنند مسيري كه به ناكجاآباد مي‌رسد. ‌توجه به گروه‌هاي شهرستاني يكي از نكات مهم است زيرا بعدها همين‌ها به تهران مي‌آيند وآرام آرام نماينده تئاتر ايران مي‌شوند ويا در همان شهرستان خود مي‌مانند و به تربيت وپرورش نسل بعد آن شهرستان مي‌پردازند. پس بايد سطح سواد و اطلاعات آن‌ها در كنار كار عملي به مرتبه اي رسيده باشد كه بتوانند خود آموزش دهنده باشند.‌يكي از اجراهاي نسبتا خوب جشنواره كه مخاطبان زيادي را به سمت خود جذب ساخت كمدي ارتفاعات بود كاري از شهرستان خمين به نويسندگي اميد طاهري و كارگرداني ميثم عبدي كه در تالار مولوي به روي صحنه رفت.‌اثري كه با هوشمندي تمام از عوامل اجراي نمايش كمدي براي پيش برد مسير روايي خود استفاده كرد وبا ارايه يك طرح نو در قالب يك نمايشنامه اثري را خلق كرد كه نسبت به ديگر كارهاي شهرستاني از كليت بهتري برخوردار بود ، اما با تمام هوشمندي نتوانست ساختار نمايشي خود را با دقت لازم چفت وبست دهد و در روابط علي ومعلولي ميان شخصيت‌ها يك رابطه محكم را به ثبت برساند و به دليل عدم انسجام قصه ، نمايشنامه چند پاره شده كه اگر طنز در آن جاري نبود اين تكه‌هاي از هم گسيخته به هم وصله وپينه نمي‌شد. با تمامي‌اين اوصاف اين اجرا يكي از آثار شهرستاني بود كه مخاطبان از آن با اشتياق استقبال كردند كه اين براي تئاتر شهرستان يك موفقيت است در كنار اين اجرا ديگر آثار شهرستاني مانند بيژن ومنيژه از مشهد و پلنگ خال‌هايش را پاك مي‌كند از دهدشت نيز با استقبال تماشاگران مواجهه شدند. ‌اميد است كه در جشنواره سال آينده نگاه عادلانه در ميان گروه‌هاي شهرستاني رعايت شود و با برنامه ريزي‌هاي درست و شناساندن ديدگاه حرفه‌اي تئاتر امروز دنيا در تهران وشهرستان‌ها تحولات خوبي در عرصه تئاتر ايران صورت بگيرد و در شهرستان‌ها با حمايت مالي از آنها و كمك به بروز استعدادهاي جوان آن شهرستان كاري كنيم كه بحث تقليد شهرستاني‌ها از تهراني‌ها برداشته شود و آنها خود صاحب نگاه گردند به گونه‌اي كه رقباي جدي در حوزه تئاتر براي تهراني‌ها به حساب آيند.‌

+ نوشته شده در پنجشنبه 5 بهمن1385ساعت 18:28 توسط گروه هنری وشند |


 

گزارشي از برگزاري جشنواره تئاتر فجر در سه روز پاياني هفته
ازدحام تماشاگران مشتاق در تالارهای مجموعه تئاتر شهر و دیگر تالارها
شنبه 23 دی 1385  ساعت 1:17:00 PM      
ايران تئاتر -  سرویس خبر    

در ششمين روز از بيست‌وپنجمين جشنواره بين‌المللي تئاتر فجر، چهار نمايش بين‌المللي، پنج نمايش ايراني و هشت نمايش خياباني روي صحنه مي‌روند.ششمین روز جشنواره تئاتر فجر در حالی آغاز می شود که جشنواره در روزهای پایانی هفته گذشته روزهای پر ازدحامی را سپری کرده است. ازدحام تماشاگران در تالارهای مولوی، چهارسو،قشقایی و ... نشان از استقبال آنان از نمایش های جشنواره دارد. در بسیاری از نمایش ها تماشاگران ایستاده نمایش مورد نظرشان را دیدند. به عنوان مثال این اتفاق در نمایش بیژن و منیژه در تالار نو از خراسان، نوای اسرار آمیز، ژولیوس سزار، کمدی ارتفاعات و ددالوس و ایکاروس که اصلا یک اجرای اضافه به دلیل استقبال تماشاگران داشت، افتاد.
 
کمدی ارتفاعات

استقبال تماشاگران در روزهاي پاياني هفته
طي روزهاي پاياني هفته نمايش‌هاي"ددالوس و ايكاروس"، "کمدی ارتفاعات "، "بيژن و منيژه" و"عذاب" شاهد استقبال گسترده تماشاگران بودند.
اين در حالي است كه تمامي تالارها با ازدحام تماشاگران روبه‌رو بود. به طوري كه اجراي نمايش ددالوس و ايكاروس به كارگرداني همايون غني‌زاده به دليل استقبال تماشاگران با يك نوبت اضافه انجام شد. اين نمايش ساعت 30/21 نيز روي صحنه رفت.
نمايش "کمدی ارتفاعات " به كارگرداني ميثم عبدي نيز كه در تالار مولوي اجرا شد، شاهد استقبال گسترده تماشاگران بود به طوري كه چند رديف از تماشاگران روي زمين نشسته بودند.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 5 بهمن1385ساعت 16:55 توسط گروه هنری وشند |


red.gif

یادداشتى بر نمايش «كمدى ارتفاعات» نوشته «اميد طاهرى» به كارگردانى «ميثم عبدى»

 

شنبه 30/10/1385 _ شماره2226

 

 كلاغ ها و هر چه پردار؛ پر

على شمس
«كمدى ارتفاعات» مجموعه كمدى هاى گروه «وشند» را مربع كرد. تسلسل اين مذاق از كمدى افتضاحات كليد خورد كه مقتبس از كمدى اشتباهات شكسپير است. بعد از آن كمدى ارتباطات بود كه گراهام بل را دستمايه قرار داد و سر آخر كمدى اكتشافات، كه بر سر كريستف كلمب آگرانديسمان كرد. اين توليد آخر به تأسى از آثار سلف خود به حادثه اى مى پردازد كه در تاريخ حيات جمعى بشر نقش مهمى را تقبل كرده. يعنى اختراع هواپيما توسط برادران رايت. داستان در نگاه هجاگوى نمايش از اين قرار است كه برادران رايت مترصد ازدواج با خواهران سايت (دختران دهدار موروثى ديتون) هستند و هواپيما وسيله اى است براى بسته شدن عقد آنها در آسمان. در اينجا بنابر ذات و ظرفيت كمدى، تاريخ در شكل خنده آورى جعل مى شود. برادرى از راه مى رسد براى «ارويل و ويلبر» در حكم دست پخت، يا دسته گلى كاشته شده به دست مرحوم پدر، در ديارى دور. بستر براى خلق شادى و مصرف تفرج مناسب است. «توفو» را هم بر اين مواد مضاف كنيم كه تزوير و محتسب گونگى را تداعى كند. همان تلميح خلوت و آن كار ديگر. متن خود را به تقريب درگير بيرون داستان مى كند. راه خود را دانسته (؟) يا نمى دانم چه چيز ديگر به سمت كناره هاى اتفاق مى كشاند چرا؟ مثلا چون ذائقه مخاطب ايرانى هميشه حاشيه را بر متن ارجح دانسته. داستان بى آنكه نشيط باشد و كامروا كننده روايت مى شود. اما آنچه لفظ كمدى را بر اين نمايش بى اعتبار نمى كند. فوج متلك هاى «فارس» گون يا استعمال متفاوت از وجه و شخصيت هاى آشنا و يا در نورديدن زمان نمايش با يك پديده مرسوم اجتماعى. بالطبع محيطى را كه متن در اجرا معمارى مى كند، مربوط است به اوايل قرن بيست كمدى كلام و رفتار بى شمه هاى تعويق انگيز زمان نمايش را رها كرده و به نيشترهاى اجتماعى امروز مى پردازند. در بينابين اجرا عبارات، مصاديق و حوادثى را مرور مى كنيم به نگاه تلنگر كه همين چند ماهه سعادت وقوع يافته اند. خب پيشامد اينها در فضاى سطحى و آنى اجرا خنده برانگيز است. گاهى اشارات خوبى هم هست. چون برايمان در اين جامعه آشنايى دارند و شايد زمانى راجع شان انديشيده باشيم، قهقهه برانگيزند. پس از رهوار شدن موتور اجرا، بازيگران سرانگشتى هم به نشانه قلقلك كه تكان بدهند، سالن مى تركد.
«كمدى ارتفاعات» با تمام ينگه دنيايى بودن مسافتى را طى مى كند با تماشاگر كه معمولا تخت حوضى، منتها آكادميك. در همان رويكرد اصلى آثار طنزآور و كميك. با چلاندن مضامين كه از بيرون صاحبانش را جك جلوه مى دهد. چيزهايى از دست دورويى، خودستايى، طمع، ساده دلى و بداقبالى. «عبدى» اين چنين طعم شيرين خنده هاى واريسى ناشى از خواندن ترانه هاى خراباتى و اسلنگ و پاپ واساعى آشناى دور و بر را در آخر تلخ مى كند. در همان بازى «كلاغ پر». كمدى ارتفاعات جدا از هواپيما همه چيز را ازگوشه بام خود مى پراند. با انگشت سبابه راست كه در كنار همتايان خودش گرد دايره اى فرضى جمع شده تا برمد بالا. با موجز كلماتى چون، انسانيت پر، بشريت پر. اين كودكانه در روند موازى با نقشه هاى شهردار و توفو كه خواب درندشتى ديده و كيسه اى عجيب گشاد دوخته اند، جوش مى خورد. كمدى ارتفاعات يك پارودى نه عميق، اما دوست داشتنى از اطراف ماست. از همين خودش، شعار جشنواره اى كه در آن است بگير كه با هملت شوخى مى كند و دست در گردن پاى كاتارسپس را به ميان مى كشد تا تراژدى نشر تصاوير حريم شخصى.
نمايشى پرتلويح كه به قسم پرتاب جوهر بر ورق نويسنده يا بداهه سرايى بازيگران؛ تا جايى كه تير قدرت جهيدن از چله زبان را داشته راه گرفته. از همين است كه گاهى حس مى كنيم اين تكه ها نمى بايست بود. كاش كنترل مى شد. يا مى گوييم اين لحظه شكلى از سمبل كارى هاى يك اجراى بزمى را داشت. هست لحظاتى در اجرا كه به هزل مى زند. منظورم بددهنى و يا مفت نيست. جان كندن و متوسل شدن به چرند هم. حرفم اين جهت را بگيرد كه كمدى ارتفاعات گاهى ركابش شل مى شود تا رفتار كميكش ادا به نظر بيايد؛ شكلك شود. اين چاله ها چند بارى جاده را دستخوش مى كند كه متعاقبا تكانش هم محسوس است.
اين يكى از اشكالات كمدى هايى است كه در پى ارايه تضادها و نمايش كاريكاتورگونگى ها در ريخت كلام و ديالوگ اند. گرچه رسيدن به مقصود كه همان خنده است، در اين راه نزديك تر از هر جهت ديگرى است، اما بايد لق خوردن و شيتيل شدنش را هم به جان خريد.
خوشبختانه نمايش متبوع توانست خود را جمع كند و گليمش را بيرون بكشد و در اين غوطه خطرناك دامن اگر نگويم تر، لااقل آبكش نكند. ميزانسن هايى كه عبدى بر صحنه هايش سوار كرده بود. خطوطى مى نمود كاملا هندسى و كلاسه شده. كارگردان در پى ايجاد دمادم تصاوير (حتى در حد يك فيگور) مرتب چينش ما را به تسرى دستخوش فرمول هايى متغير قرار مى دهد. اجرا در شكل موقعيت هاى ايستايى، جابه جايى و طنز اجرايى، بوى كارگردانى شدن وجب به وجب را مى داد. اين پيدا بود از تبعيت هاى نيمچه و نابلدانه برخى بازيگران در مسيرهاى كه در طول تمرين به خط تعيين شده اند.
كارگردان بدن بازيگرانش را سند زده تا با تنظيم و تراوش هاى مكرر علاوه بر پيشبرد ديالوگه متن، جذابيتى هم در برابر چشم ها ادا كند تا نسبت به عدل رعايت شود. چون در اينجا گوش ها از چشم ها برترند. (در اسباب شادى) ما در نمايش هاى كمدى بيشتر بر آنچه مى شنويم خنده مان مى گيرد، تا بر آنچه مى بينيم. در حوزه بازى هم كه بياييد (دو خواهر سايت) را از فريضه بازيگر بودن معاف كنيم. مابقى هم به تناسب توان بازى كردند، هر چند نه پخته و مسلط. اما ما بر صحنه بازيگر ديديم شان. سر جمع اين همه گفتن اينكه كمدى ارتفاعات نمايش بود كه توانست در حدى معقول بخنداند و حرفش را بر كرسى بنشاند. درست است، مى توانست بسيار بهتر از اين باشد كه بود. اما منصف اگر باشيم حسن و نيكى اش نسبت به نقص و عارش بيشتر سايه داشت.

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 3 بهمن1385ساعت 3:7 توسط گروه هنری وشند |


+ نوشته شده در دوشنبه 2 بهمن1385ساعت 20:22 توسط گروه هنری وشند |


گروه هنري وشند كمدي ارتفاعات را در بيست و پنجمين جشنواره بين المللي تئاتر فجر ،اجرا ميكند. حضور شما دوست عزيز باعث افتخار اين گروه است . روز پنجم جشنواره جمعه ۲۲/۱۰/۸۵ ساعت ۱۵ تالار مولوی.به امید دیدار.

+ نوشته شده در چهارشنبه 13 دی1385ساعت 11:0 توسط گروه هنری وشند |


عكس : كمدي ارتباطات
+ نوشته شده در یکشنبه 10 دی1385ساعت 18:1 توسط گروه هنری وشند |


با نزدیک شدن به بهمن ماه برگزاری جشنواره های مختلف هنری رونق می گیرند . گذشته از تمام آسیب هایی که جشنواره زدگی می تواند ایجاد کند مسلما نمی توان وجود برخی اتفاق های مثبت و آثار قابل توجه را در جشنواره ها منکر شد . اما این وقایع خوشایند معمولا با اتمام جشنواره ها تمام می شوند و تنها در گزارش ها سطری می شوند برای پر شدن بیلان کاری نهاد های مسئول .

هر ساله قبل از جشنواره تئاتر فجر چهار جشنواره منطقه ای در استانهای مختلف به صورت گردشی برگزار می شود که آثار منتخب استان های کشور را در بر می گیرند . اما خیلی کم اتفاق می افتد که تک اجرا های گروه های راه یافته به این جشنواره ها را مردم آن شهر ببینند و اغلب خود گروه های شرکت کننده و اهالی هنر آن شهر هستند که مخاطب می شوند .

بعد از اتمام جشنواره ها هم خيلي كم اتفاق مي افتد كه گروه هاي هنري به فكر اجراي عمومي آثار خود باشند و معمولا بلافاصله دنبال فراخوان جشنواره هاي ديگر مي گردند تا فرصت ديگري براي اجرا پيدا كنند .

اجراي عمومي نمايش هزينه بر است و در صورتي كه نتوان چاره اي براي تامين اعتبار مالي اجرا انديشيد بعيد است گروه هاي حرفه اي حاضر شوند وقت و انرژي خود را صرف كاري كنند كه بازده اقتصادي نداشته باشد .

متاسفانه با وضعيت نامناسب نبود مخاطب در شرايط فعلي نمي توان به فروش گيشه ها دل خوش كرد .

پس بايد چه كرد كه آثار موفق هنري ناكام از ارتباط با مخاطب ، به مرگ بي توجهي مبتلا نشوند ؟

يكي از راه حل ها بستن قراردادهاي اجرا توسط نهادهاي متولي ،يا حمايت شركت هاي معتبر از گروه هاي هنري است .(منظور گروه هايي كه اثرشان ارزش ديدن داشته باشد .) اما اين قراردادها علي رغم قول مسئولين هنوز شامل حال شهرستانها نشده اند و تنها گروه هاي تهراني مي توانند از مزاياي آن برخوردار شوند .

در ثاني اگر هم گاهي از سر لطف و خير خواهي و منت ! اتفاقي بيافتد ، مبلغ قرارداد آنقدر ناچيز است كه اگر آن را بر تعداد افراد و زمان تمرين اثر تقسيم كنيم رقم حاصله تنها به درد خنديدن مي خورد .

نهايتا برمي گرديم به اينكه بهترين راه حل براي نجات گروه هاي خلاق هنري و آثار با ارزش ، همان حمايتي است كه عموم افراد جامعه مي توتنند با حضور خود در سالنهاي اجرا عملي كنند .

چند سال پيش سميناري با حضور كارشناسان ITI برگزار شد با نام : در جست و جوی تماشاگر . حدود سه سال یا بیشتر از آن سمینار می گذرد و در تمام این سال ها همه بر این واقعیت صحه گذاشته اند که هنر در این مملکت به حضور مخاطب احتیاج دارد . اما هنوز هم کسی نیست که سوال کند : چرا در رسانه ملی این کشور هیچ برنامه مدون ، هدفمند و دقيقي براي تشويق مردم به حضور در مراكز فرهنگي هنري وجود ندارد .

اين در حالي است كه بهترين راه حل براي حاصل شدن چنين امري همين رسانه اي است كه شب و روز نام پفك نمكي ، لپ لپ و غيره را با چكش تكرار به مخ مردم فرو مي كند اما در آن خبري از يك تبليغ مناسب براي فرهنگ و هنر اين كشور معمولا وجود ندارد .

اميد طاهري .

+ نوشته شده در جمعه 8 دی1385ساعت 1:18 توسط گروه هنری وشند |


از سال ۱۳۷۶ فعاليت هنري خود را در استان مركزي ، شهرستان خمين آغاز كرديم .به انتخاب اعضاء نام گروه را آفرينش گذاشتيم . در آن سالها همه ما دانش آموزان سال آخر دبيرستان يا در مقطع پيش دانشگاهي بوديم . اميد طاهري و منصور اسكندري هم كه بعد از دوره راهنمايي براي تحصيل در رشته هنر به هنرستان سوره تهران رفته بودند ، سال آخر را مي گذراندند . اولين نمايشي كه در گروه آفرينش كار كرديم (خوان هشتم) نام داشت كه اميد آن را نوشته بود و خودش هم كارگرداني مي كرد . قبل از آن در گروهي ديگر نمايش كردعلي را كه آن هم نوشته اميد بود كار كرده بوديم كه موفق شد به شانزدهمين جشنواره تئاتر فجر راه پيدا كند .در آن سن اين اتفاق باعث ايجاد انگيزه بيشتري براي ادامه كار شد .

رفته رفته گروه آفرينش اعضاء اصلي خود را پيدا كرد . محسن غلامي ، منصور اسكندري ، اميد طاهري ، ميثم عبدي ، منوچهر رمضاني ، متين محمدي ، مريم محمدي و مريم عبدي اولين افرادي بودند كه اين گروه را ايجاد كردند .

بعد از دوره متوسطه ميثم عبدي و متين محمدي در رشته نمايش دانشكده سينما تئاتر قبول شدند . محسن غلامي دانشجوي پرديس اصفهان شد . منوچهر رمضاني به توليد سيماي دانشكده صدا و سيما رفت .منصور اسكندري در تربيت معلم هنر تهران دانشجو شد . اميد طاهري در رشته نقاشي دانشگاه باهنر كرمان پذيرفته شد و مريم عبدي هم دانشجوي انيميشن دانشكده صدا و سيما شد . در اين دوره ناصر سرلك ، دانشجوي فرش كاشان هم به جمع ما پيوست و بعدها مریم محمدی هم دانشجوی کاردانی گرافیک کامپیوتری شد.

در دوره دانشجويي پيوند ازدواج باعث پيوند هاي مبارك ديگري در گروه شد .

میثم عبدی با متین محمدی ازدواج کرد و فرانك پرندي دانشجوي توليد سيما همسر منوچهر شد و الهام اسكندري (دختر عموي منصور ) دانشجوي سينما در سوره تهران همسر آقا منصور . اخيرا" هم ناصر سرلك با سميرا روشنی (فارغ التحصيل فرش كاشان )ازدواج كرد و سميرا خانم هم به آفرينش خوش آمد .

ازدواج به موقع اعضاءنه تنها خللي در حركت ما ايجاد نكرد بلكه باعث استحكام بيشتر پايه هاي دوستي و حرفه اي گروه شد .

در حال حاضر تمام اعضاء گروه فارغ التحصيل شده اند .

طي اين سالها دوستان عزيز ديگري هم به ما پيوستند كه برخي از آنها ماندند و وشندي شدند و برخي ديگر هنوز هم به صورت مقطعي با گروه همكاري مي كنند .

حميد رحمتي ،كه در كارهاي قبلي گروه بازي كرده ، روح الله رضايي فارغ التحصيل سينما و محمود رمضاني فارغ التحصيل تئاتر از دوستان خوب ما هستند .

اخيرا"گروه آفرينش با موافقت جمعي اعضاء تغيير نام داد و واژه (وشند )را براي شناسه خود برگزيد . در گويش فارسي قديم باران بهاري را (وشند) مي گفتند .

در حال حاضر بيشتر اعضاء گروه ساكن تهران هستند. 

+ نوشته شده در پنجشنبه 7 دی1385ساعت 0:30 توسط گروه هنری وشند |


گروه هنري وشند علاوه بر شركت در جشنواره ها- كه تنها عرصه ارائه نمايش در ايران هستند – تمامي آثار خود را در شهرهاي مختلف ايران به دعوت ادارات و شركتهاي مختلف اجرا كرده وآرمان خود را رسيدن به يك تئاتر سيارميداند .

از سالها پيش تا كنون يكي از دغدغه هاي اصلي گروه ، جستجوي راه هاي عملي براي ارتباط با مخاطب ، بدون كم شدن از ارزش هاي فرمي و محتوايي اثر است .

ما معتقديم در يك رنسانس فكري وعملي تئاتر امروز بايد بازگشتي داشته باشد به ذات نمايشگري خود كه در آن جذابيت فرمي و و قدرت ارتباط به واسطه آن در ارجحيت قرار دارد . اين تفكر به هيچ وجه به معني گم شدن در اطوار لوده و معاني سبك نيست بلكه تنها دوري جستن از روشنفكر نمايي و فلسفه زدگي افراطي را مردود اعلام مي كند .

محتوا زدگي و درگيري بسياري از اهالي تئاتر با مسائلي كه شايد نتوانند قابليت تعميم به جامعه امروز ما را داشته باشند آفتي بود كه سالها تئاتر را به حاشيه راند و باعث قطع ارتباط مخاطب با اين هنر جمعي شد .

تئاتر يك هنر گروهي است و براي گروي از آدم ها تهيه مي شود . پس نمي تواند در سطح وسيع به اندازه هنرهاي فردي مثل نقاشي ، شخصي شود . هميشه يك سر بزرگ تئاتر به جامعه زنده خود وصل است و بايد در اتقال مفاهيم و انرژي ها به همان جامعه حاضر توانا باشد . اما متاسفانه اغلب ما قبل از اينكه نمايش را بشناسيم فيلسوف مي شويم و آنوقت ديگر كسي نمي تواند ما را از قعر برج آجي كه در تاريكي ذهنمان ساخته ايم بالا بكشد !

ما معتقديم نمايش بايد بتواند با مخاطب خود در هر سطحي ، ارتباط برقرار كند –حتي اگر پيچيده ترين مفاهيم و تجربي ترين شكل ها را در خود جاي داده باشد .

گروه هنري وشند ، كمدي را يكي از راه هاي ارتباط بهتر با مخاطب ديد و با وجود تمام دشواري هايي كه اين شيوه اجرايي دارد و تمام خطرهايي كه روي لبه تيغ نمايش كمدي را تهديد مي كند ، به اين سمت حركت كرد .

به اميد ديدار شما در اجراهاي بعدي گروه .    

+ نوشته شده در پنجشنبه 7 دی1385ساعت 0:26 توسط گروه هنری وشند |


عكس : كمدي ارتباطات
+ نوشته شده در پنجشنبه 7 دی1385ساعت 0:26 توسط گروه هنری وشند |


چند سالي است كه گروه هنري وشند بر اساس متدهاي گارگاهي به توليد نمايش مي پردازد . از جمله تجربه هاي قبلي گروه در زمينه كمدي مي توان به كارهاي زير اشاره كرد .

-بعد از مگريت. نوشته تام استاپارت .گارگردان :ميثم عبدي .

-كمدي افتضاحات . نوشته اميد طاهري . گارگردان :ميثم عيدي . اين نمايش در جشنواره استاني پزيرفته شد و به جشنواره منطقه اي را يافت .همچنين در اولين فستيوال هنر دانشگاه هنر تهران اجرا شد .

-كمدي ارتباطات . نوشه اميد طاهري . گارگردان ميثم عبدي . از جشنواره استاني به جشنواره منطقه اي راه يافت و از آنجا در جشنواره بيست و يكم تئاتر فجر پزيرفته شد . در جشنواره فجر لوح تقدير گارگرداني و جايزه سوم طراحي صحنه را گرفت . يك سال بعد از جشنواره در تئاتر شهر تهران به مدت يك ماه اجراي عمومي شد . همچنين در جشنواره بين المللي طنز اصفهان شركت كرد و در بخش ويژه جشنواره تئاتر دانشگاهي فجر هم اجرا شد .

-كمدي اكتشافات . نوشته اميد طاهري . گارگردان : ميثم عبدي . اين نمايش در جشنواره بين المللي تئاتر دانشگاهي ايران پزيرفته شد و جايزه سوم نويسندگي و تقدير گارگرداني دريافت كرد . همچنين به مدت بيست شب در تالار مولوي تهران اجراي عمومي شد .

-كمدي ارتفاعات . نوشته اميد طاهري . گارگردان : ميثم عبدي . در جشنواره تئاتر منطقهاي پزيرفته شد و جوايز زير را دريافت كرد :

دو جايزه مشترك بازيگري . لوح تقدير طراحي صحنه . جايزه اول گارگرداني و جايزه اول نويسندگي . همچنين به عنوان نمايش برگزيده جهت شركت در بيست وچهارمين جشنواره تئاتر فجر انتخاب شد .

+ نوشته شده در پنجشنبه 7 دی1385ساعت 0:25 توسط گروه هنری وشند |


عكس : كمدي ارتباطات
+ نوشته شده در چهارشنبه 15 آذر1385ساعت 18:5 توسط گروه هنری وشند


عكس : كمدي ارتباطات
+ نوشته شده در سه شنبه 7 آذر1385ساعت 0:25 توسط گروه هنری وشند


عكس : كمدي ارتباطات
+ نوشته شده در سه شنبه 7 آذر1385ساعت 0:24 توسط گروه هنری وشند


دوست تئاتری

سلام

گروه هنري وشند ، كمدي را يكي از راه هاي ارتباط بهتر با مخاطب می بیند و با وجود تمام دشواري هايي كه اين شيوه اجرايي دارد و تمام خطرهايي كه روي لبه تيغ ، نمايش كمدي را تهديد مي كند ، به اين سمت حركت می کند.

ما معتقديم نمايش بايد بتواند با مخاطب خود در هر سطحي ، ارتباط برقرار كند –حتي اگر پيچيده ترين مفاهيم و تجربي ترين شكل ها را در خود جاي داده باشد .

از شما می خواهیم در این راه مارا تنها نگذارید.

منتظر شما در وبلاگ گروه هستیم.

+ نوشته شده در دوشنبه 18 اردیبهشت1385ساعت 18:12 توسط گروه هنری وشند |